یورن اوتزن
Jorn Utzon
یورن اوتزن
یورن اوتزن ۹ آوریل ۱۹۱۸ - ۲۹ نوامبر ۲۰۰۸ معمار دانمارکی بود. مشهورترین کار وی ساختمان اپرای بزرگ شهر سیدنی است. فرزند معمار شناخته شدهٔ کشتی در آلبورگ دانمارک (Aalborg) از ۱۸ سالگی در طراحی کشتی با پدرش همکاری میکرد. در آکادمی هنرهای زیبای کپنهاگ در رشته معماری تحصیل کرد. یورن اوتزن در سال ۱۹۱۸ در کپنهاگ به دنیا آمد. پدر او مدیر کارگاه کشتیسازی در شهر Alborg دانمارک و مهندس برجسته وسایل نقلیه دریایی بود. چند تن از خویشاوندان او قایقرانانی ماهر بودند و خود اوتزن نیز در جوانی به ملوان زبدهای تبدیل شد. شغل مورد نظر او تا سن حدود ۱۸ سالگی، افسری در نیروی دریایی بود. مقارن با همین زمان، در حالی که او هنوز در دبیرستان تحصیل میکرد، کمک به پدرش را در کارگاه کشتیسازی او، با بررسی طرحهای جدید، ترسیم نقشهها و ساختن ماکتها آغاز کرد. این فعالیت امکان دیگری برای کارآموزی او فراهم کرد تا مانند پدرش، مهندس وسایل نقلیه دریایی شود. اما تجربیات جدید او در طول تعطیلات تابستان، نزد پدربزرگ و مادربزرگش، تأثیرات دیگری بر سرنوشت او گذاشت. اوتزن در آنجا دو هنرمند، یعنی Paul Schrøder و Carl Kyberg را ملاقات کرد که او را با هنر آشنا کردند. همچنین Einar Utzon-Frank، یکی از خویشاوندان پدری او که یک مجسمهساز و همچنین استاد آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا بود، بر او تأثیر گذاشت و باعث شد او به مجسمهسازی علاقهمند شود. زمانی کلیه شواهد حاکی از آن بود که اوتزن میخواهد هنرمند شود، اما دست آخر، او متقاعد شد که رفتن به مدرسه معماری میتواند بهترین مسیر حرفهای برای او باشد. اگرچه نمرههای نهایی او در دبیرستان، به ویژه در ریاضیات، ضعیف بودند، اما استعداد عالی او در طراحی دست آزاد به اندازه کافی قوی بود که او بتواند در امتحان ورودی آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا در کپنهاگ پذیرفته شود. زمانی که اوتزن در سال ۱۹۴۲ از آکادمی هنرهای زیبا فارغالتحصیل شد، مانند بسیاری از معماران آن زمان، به دلیل جنگ جهانی دوم، به کشور بیطرف سوئد گریخت که در آنجا او به خاطر طولانیشدن جنگ، در دفتر استکهلم Hakon Ahlberg مشغول کار شد. به دنبال آن، او به فنلاند رفت تا با آلوار آلتو کار کند. اوتزن همواره از آلوار آلتو، گونار آسپلوند و فرانک لوید رایت، به عنوان مهمترین اشخاص تأثیرگذار بر کار شخصی خود یاد میکرد. او در طول دهه بعد سفرهای بسیاری انجام داد و از مراکش، مکزیک، ایالات متحده، چین، ژاپن، هند و استرالیا دیدن کرد و چنین مقدر بود که مقصد آخری، به عامل مهمی در زندگی وی تبدیل شود. بیشتر پروژههای اوتزن در زادگاهش دانمارک اجرا شدهاند، اما شهرت او بیشتر به خاطر طرح ساختمان آیکونیک اپرای سیدنی، است. ماجرای این پروژه در واقع از سال ۱۹۵۷ آغاز میشود، زمانی که یورن اوتزن ۳۸ ساله، هنوز معمار نسبتاً ناشناختهای بود و در مسابقه طراحی ساختمان اپرای سیدنی شرکت کرد. در این مسابقه که حدود ۲۳۰ شرکتکننده از بیش از سی کشور جهان در آن شرکت کرده بودند، کانسپت او انتخاب شد که در آن زمان از سوی رسانههای همگانی به عنوان «سه تاق بتنی صدفمانند که با تایلهای سفید پوشیده شده» توصیف شد. ساخت طرح پیشنهادی او در سال ۱۹۵۹ شروع شد و اجرای آن به دلیل بروز مشکلات مختلف، از جمله ترک پروژه توسط اوتزن در سال ۱۹۶۶، پس از مشاجرات تلخ و ناگوار با مقامات استرالیا دربارهٔ هزینه و مسائل مربوط به زمانبندی، نهایتاً در سال ۱۹۷۳ پایان یافت. اپرای سیدنی، از زمان افتتاح، به پرفعالیتترین مرکز هنرهای نمایشی در جهان تبدیل شده است، بطوری که در سال رویهمرفته ۳۰۰۰ رویداد در آن برگزار میشود و حدود دو میلیون تماشاگر دارد. یورن اوتزان در سن ۹۰ سالگی بر اثر حمله قلبی در خواب درگذشت.
کلیسای
بسوارد
از یورن اوتزن در سال ۱۹۷۶ به اتمام رسید. هرچند این پروژه، یکی از معروف ترین کارهای او نیست؛ اما این کلیسا نمونه ای از آثار مبتکرانه ی معمار در مقیاسی متفاوت است. اوتزن این کلیسا را با نمای بیرونی متواضع و تنها با نکاتی تکان دهنده در فرم های داخلی طراحی نموده است. کلیسای بسوارد اولین کار اوتزن پس از بازگشت به دانمارک پس از رها کردن ساخت خانه اپرای سیدنی با طراحی خودش می باشد. این کلیسا که در دامنه های شمال کپنهاگ در منطقه ای در حومه ی شهر واقع شده است. کلیسا با ظاهری بی تکلف به عنوان ساختاری ساده و مدرن در میان درختان توس، پشت به یک خیابان محلی ایستاده است. با دانستن فضای داخلی ست که نمای خارجی این ساختمان جذاب تر می شود. این فرم متعامد با قاب هایی از پنل های سفید بتن پیش ساخته و کاشی های لعاب دار سفید رنگ، پوشش شده است. اوتزون از کاشی های براق استفاده نموده تا ارتباطی با انحناهای بتنی پیش آمده در فضاهای داخلی ساخته باشد. اسکچ های ابتدایی طرح، ابرهایی چرخان را نشان می دهند که الهام بخش فضاهای داخلی کلیسا هستند. اوتزون کِروهایی نرم را طراحی می کند تا نور را کنترل کند و به یک شاهکار بصری در این کلیسای کوچک بدل شوند. بتن سفید برای ایجاد سقف در خود محل قالب گیری و اجرا شده است تا این منحنی از پایین ترین نقطه ی خود بر فراز سر جمعیت حاضر در کلیسا به بالاترین نقطه ی خود در بالای محراب برسد. نمای خارجی کلیسای بسوارد از داخل تیره تر به نظر می رسد؛ جایی که بتن سفید با قاب هایی از چوب رنگ پریده ی کاج تعریف می شود. انحنای بتنی سفید بر فراز سر بازدیدکننده با دیوارهای بتنی سفید، کاشی های کف و همچنین با صفحه ی سفید نمایش ظریفی در مثلث بالای محراب همسان شده اند. نیمکت های بی پیرایه و همین طور صفحه های جداکننده فضاها از محراب از چوب ساخته شده اند. اوتزون با دقت بالا، نور روز را در کلیسای بنگسویرد در نظر گرفته است. نور از بالاترین نقطه ی کِرو سقف به داخل آمده و در امتداد نرم انحنای آن به درون فضا جاری می شود. در بالای دالان ها و راهروهای کلیسا، این نور از فیلترهایی شیشه ای از میان سقف آلومینیومی رد می شود. جامعه ی بسوارد از قرن شانزدهم تا طرح بی زمان اوتزن کلیسایی برای خود نداشته است و نتیجه ی طرح اوتزون به نمادی برای آن بدل شده است. تضاد ساختار ساده ی بیرونی و محراب منحصربفرد این کلیسا احساس آرامشی خاص به آن بخشیده است. این ساختمان در کل شایستگی های بسیاری دارد؛ اما برش فضای داخلی آن که توسط اوتزن طراحی شده، از زمان اتمام کلیسا در جهان، به شهرتی بیشتر دست یافته است.




